Daisypath Anniversary tickersDaisypath Happy Birthday tickers سرما خوردگی و اسهال و استفراغ گرفتن آوینا
آوینا یکی یه دونه مامان و باباش
آوینا دختری به پاکی و زلالی آب و سرخی عشق ابدی است
تاريخ : يکشنبه 29 ارديبهشت 1392 | نویسنده : مامان آوینا
بازدید : مرتبه

سلام ممنون از اینکه به وبلاگ من سر زدید خوشحال میشم دوباره شمارو ببینمقلب

 

کودک ما به دنيا نيامده است که از ما اطاعت کند. بلکه ما او را به دنيا آورده‌ايم تا راهنماي او باشيم، به او آرامش دهيم و ساختاري را براي او به وجود آوريم که در آن به راحتي بتواند تجربه بيندوزد، ياد بگيرد و رفتارهايش را تنظيم و قاعده‌مند کند براي آنکه بتوان به کودک کمک کرد تا بخش هيجاني شخصيت خود را شکل دهد و احساس مثبت و محکمي نسبت به خود به دست آورد، پدران و مادران بايد براي انواع گوناگون پاسخ‌گويي‌ به موقعيت‌هاي بي‌شمار روزانه کودکان آماده شوند طرز برخورد روزانه پدران و مادران و يا ساير افرادي که به طور مستمر با کودکان ارتباط دارند نقش بسيار بسيار مهم در رشد و يادگيري مناسب و مطلوب کودکان دارد.

 

 فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز 




موضوع :
تاريخ : شنبه 17 تير 1391 | نویسنده : مامان آوینا
بازدید : 672 مرتبه

عزیزم توی این مدت دوبار شدید مریض شدی و جالبه که همیشه مریضی هامون با هم هست و عین همدیگه

26 اردیبهشت دو تایی شدیدا سینوسهامون چرکی شده بود سردرد و آبریزش و سرفه های وحشتناک، که من و بابایی وقتی تو سرفه می کردی قلبمون می لرزید اصلا نمی تونستی بخوابی قربون اون چشمهای نازت بشم ولی بالاخره خوب شدیم دو روز خونه بودم بعد هم 5 شنبه و جمعه شد و کم کم حالت خوب شد

یه بار هم 22 خرداد بعد از مسافرتمون بعدازظهری حالت بهم خورد یعنی وقتی از مهد اومدی همش ناله می کردی انگار یه جایی درد می کرد نگو دلت درد می کرد و من اصلا نمی تونستم بفهم چرا گریه می کنی

به زور خوابیدی و با گریه وحشتناک بیدار شدی به زور ارومت کردم برات غذا درست کرده بودم اوردم جلوت گذاشتم یه ذره ماست خوردی و .... خیلی بد بود چند بار حالت بهم خورد تا بابایی برسه و بریم دکتر چند بار اونجا هم حالت بد شد

عزیزناز من با اون حال بد مونده بودی به فکر کثیف شدن خونه و لباست گریه می کردی ..... شدید گریه می کردی که خونه کثیفففففففففففففف اومدم روفرشی رو جمع کردم و لباسهاتو عوض کردم بعد با اون حال مریضت آروم اومدی بغل من نشستی ولی واقعا دستو پام داشت می لرزید .... همش هم می گفتی مامان "ها" دارم و ظرفشویی رو نشون می دادی قربونت برم

از فرداش هم اسهال شدی عرض چند ساعت همه استخونات زد بیرون دکتر فقط داروی ضد تهوع دادبود خودم هر چی عرقیجات ... دادم هیچ فرقی نکرد یه آنتی بیوتیک خریدیم دادیم کم کم بهتر شدی توی 4 روز که خونه بودیم هیچیییییییییییییییییییییی به جز شیر من نخوردی (لازمه اینو بگم برای مادرهایی که اینو می خونن دادن سیب زمینی و هویج آبز و شربت زینک به خوب شدن اسهال بچه ها کمک می کنه که متاسفانه آوینا اصلا نمی خورد)

عزیزم خیلی لاغر شدی ولی بالاخره این چند روز هم گذشت و چند روز طول کشید تا دوباره اشتهات برگرده

این هم یه عکس از موقعی که توی خرداد ماه مریض شدی ازت فیلم هم گرفتم چه بلبل زبونهایی کردی توی فیلم بعدا حتما باید با هم ببینیم، جالبه چند بار فیلمت رو با هم نگاه کردیم کلی می خواستی از فیلمت جلو بزنی و بعد احساس کردم نارحت میشی فکر می کنی اون بچه که شبیه آوینا هست از تو جلو می زنه دیگه فیلم رو بهت نشون ندادم

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

این هم یه عکس چند روز قبل از مریض شدنت

آپلود عکس کوچولوهای فارسی




موضوع :
آرشیو مطالب
آخرین مطالب
پيوند هاي روزانه
آمار سايت
افراد آنلاین : 1 نفر
بازديدهاي امروز : 4 نفر
بازديدهاي ديروز : 27 نفر
بازدید هفته قبل : 308 نفر
كل بازديدها : 44903 نفر