آوینا یکی یه دونه مامان و باباش

دل نوشته

سلام عزیزم آوینای مامان الان سه و ماه و نیم هست هیچی اینجا ننوشتم می خواستم با عکس بیام ولی این اومدنم خیلی طولانی شد بماند.... عزیزم دوستت دارم می دونم خودت بهتر می دونی که چقدر سرم شلوغه به برکات بازی با تو گل زندگیمممممم اگر تو نبودی من بی دلیل ترین اتفاق روی زمین بودم تو هستی و من محکمترین بهانه خلقت شدم می خواستم به ترتیب از روزهایی که ننوشته بودم بنویسم ولی اول از خاطره خوب مسافرت خرداد می نویسم بقیه رو به ترتیب توی این روزها برات می نویسم البته با عکس!!!!!! دیگه قول میدم همیشه برات عکس می ذارم   ...
3 تير 1391

مسافرت خرداد 1391 (خونه مامان جون و شمال)

عزیزم خیلی ماه هستی زندگی با تو رنگ دیگه ای داره رنگی که فقط میشه احساس کرد، نه دید و نه توصیف کرد! عشق بهاری من، عاشقت هستم باید بگم مسافرت با تو سختی های خاص خودشو داره مخصوصا تمام مدت بغل من بودن  و شیر خواستن تو  و هیچی نخوردنت و حرص خوردن من ولی خدا رو شکر در کل حالت خوب بود ولی ..... لحظه لحظه زندگی با تو یه چیز دیگه است نمی خوام زیاد از سختی ها بنویسم میدونی سختی ها می گذرن و فقط طعم  شیرینی های زندگی توی کام ذهنمون می مونه پس من هم نمیخوام با ثبت کردن در اینجا ماندگار بشن بذار گذر زمان اونا رو ببره از طرفی اگه سختیها نباشن نمی تونه طعم شیرنی ها رو حس کرد می خوام برات عکس بذارم عکسها بگن ما کجا رفت...
3 تير 1391

ترانه های هنگامه یاشار

 1 یک دو سه چهار پنچ شیش همه با هم پیش به سوی فردایی خوب و بهتر پیش. می‌خواند ما را بانگی دل‌نشین می‌گوید ما را غافل منشین یک دو سه چهار پنچ شیش پیش. 2 خورشید خندید صبح شده باز پاشو پاشو کودک ناز کی می‌رقصه حاجی فیروز کی می‌خنده عمو نوروز چله‌چله‌ها برمی‌گردن مژده می‌دن عید نوروز. 3 سوار اسب زردم می‌چرخم و می‌گردم چرخ و فلک تند می‌ره بالا و پایین می‌ره آخ داره می‌ره حالا پایین می‌رسه یواش به زمین اما به سوی هوا دوباره می‌ره بالا. 4 تو که ماه بلند آسمونی منم ستاره می‌شم دورتُ می‌گیرم اگه ستاره بشی دورمُ بگیری منم ابر می‌شم...
15 اسفند 1390

ناز دلم حرف میزنی برام دلبریها می کنی

سلام عزیزم از جمعه 12 اسفند دیگه کاملا داری حرف میزنی خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی ماهتررررررررررررررررررررر و نازتررررررررررررررررررررر از قبل شدی، من و بابایی از نگاه کردن به لذت می بریم و هر دو با وجد خاصی می گیم یعنی دختر کوچولوی ماست که اینقدر بزرگ شده و میتونه حرف بزنه و برقصه و راه بره و با ما شوخی میکنه و سربه سرمون میذاره خیلی دوستت دارم جمعه رفته بودم مانتو بخرم هر چی می پوشیدم می گفتی به به ... و یه مانتویی نگین داشت اونا نشون می دادی و می گفتی ننین و به به.... صدای همه حیوانا رو کامل میگی قبلا با خواهش و التماس می گفتی ولی الان خودت می گی و چقدر هم ناز می گی و حتی ادای بعضی از حیوانها رو در می...
15 اسفند 1390

دایره المعارف لغات دختر ناز و خوشگلم

عزیزکم از یازده ماهگی که گفتی مامان دیگه حرف زدن رو شروع کردی اما به زبون ناز خودت و به اراده خودت، هر موقع که دوست داری ناز خوشگلم عزیزدلم دلبریها می کنی که نگو و نپرس می خوام از لغتنامه ات بنویسم که چیا می گی، مثلا می گی: مامان بابا جیز در در بع بع بع الهی قربونتتتتتتتتتتت برم اندازه یه گله بره ناقلا بع بع می کنی مع مع مع ..... میو میو هاپ هاپ   صدای اسب رو بصورت یه شیهه خنده دار در میاری: آ.........  یعنی اینکه: صدای اسب، جیگرتو بخورم که چقدر ناز صدای اسب درمیاری   صدای ببر رو مثل یه خروپف ترسناک در میاری: هوم...... یعنی اینکه: صدای ببر، الهی فدای تو ...
23 بهمن 1390

کوتاه کردن موهای ناز و خوشگل و فرفری ات

عزیزدلم 10 بهمن خونه خاله سهیلا بودیم و موهاتو کوتاه کردیم و خیلی ناز و خوشگل شدی.  پنجشنبه رفتیم دینا دختر خاله معصومه رو دیدیم. آوینای عزیزم اونروز دوشنبه که تو رو مهد گذاشتم یه بغضی گلومو گرفت و همون روز توی اداره با خانم ....... جر و بحث کردم و چون تو حالت یه کم سرماخورده بودی سه شنبه و چهارشنبه خونه موندیم و تو خوشگلم باز هم هیچی نمی خوری. الان که دارم این پست رو می نویسم یکشنبه 16 بهمن هست و تو یه کم بهتری ولی صدات افتاده است و هیچی هم که نمی خوری، بابایی پیشت مونده و تو خونه هستی. ناز خوشگلم عزیزدلم امسال پاییز و زمستون و سرماهاش تمومی نداره. ...
16 بهمن 1390